سلام
چطورین؟
کریسمستون مبارکککک
الان دیگه در سال 2009 بسر میبریم
اینم یه تاریخچه از بابانویل یا سانتا کلاز:
دورترین سرنخ های این شخصیت مجازی به راهبی مهربان و نیکوکار بنام سنت
نیکولاس بازمیگردد که بنا به بعضی منابع تاریخی در سال 280 میلادی در
نواحی نزدیک به ترکیه کنونی متولد شد. او که وارث ثروت قابل توجهی بود با
انفاق به نیازمندان و انجام امور خیریه و عام المنفعه در طول مدت زندگی
خود به هزاران نفر از مردم دردمند و فقیر کمک کرد و واتیکاس به پاس این
خدمات به او لقب سنت – یا قدیس- داد. روز فوت او – ششم دسامبر- از سوی
مردمی که او را می شناختند و یا راجع به او از پدران خود شنیده بودند
بزرگداشت برپا می شد.
محبوبیت این سنت بحدی بود که حتی در دوران رنسانس و زوال شدید قدرت
کلیسا هم همواره کارهای نیک وی بزرگ شمرده می گردید و خصوصا مهاجران هلندی که به آمریکا می رفتند سالروز فوت وی را برپا می داشتند.
نام سانتا کلاز، از روی نام هلندی این قدیس – سنتر کلاوس- وارد زبان
انگلیسی گردید و با رشد محبوبیت این شخصیت، کم کم جایی در کریسمس برای او
در نظر گرفته شد. در سال 1822 کلمنت کلارک مور،شعری برای اطفال
سرود تحت عنوان "ماجرای ملاقات با سنت نیکلاس" و در آن ماجرای تخیلی پرواز
سنت نیکلاس در هوا و آوردن هدیه برای بچه های خوب و آمدنش از طریق لوله
بخاری و ... را برای اولین بار به ذهن خیال پرداز کودکان معرفی کرد. این
شعر و داستان آن محبوبیتی تاریخی پیدا کرد و شالوده باور کودکان امروز و
هسته اصلی هزاران داستان و شعر و فیلم و ... گردید.
خب این رو گفتم که یه آشنایی با بابانویل داشته باشین .
اینم تاریخچه کریسمس :
در دوران ما قبل تاریخ ،
مردم سرزمین های مختلف ، فرا رسیدن نیمه زمستان را – که شب ها به تدریج
کوتاه می شد و طول روزها افزایش می یافت - با آتش افروزی و آیین های
قربانی و مراسم سنتی جشن می گرفتند . رومیان ، این روزها را جشن "
ساتورنالیا " ، می نامیدند و در ماه دسامبر ، چند هفته را به شادمانی و
قمار بازی می گذراندند. قبایل ژرمن شمال اروپا نیز نیمه زمستان را با عیش
و نوش و مراسم مذهبی جشن می گرفتند. البته پیش از این چنین تصور می شد که
عیسی مسیح در فصل بهار متولد شده است ؛ اما پاپ ژولیوس اول ، در سده چهارم
میلادی ، روز 25 دسامبر را برای تجلیل از میلاد مسیح اعلام کرد و بدین
ترتیب ، جشن های دیرینه میان زمستانی را با یک عنصر مسیحی درهم آمیخت.
در همان سده چهارم ، یکی از اسقف های آسیای صغیر ( ترکیه امروز ) به خاطر رفتار مهربانانه اش با کودکان شهرت یافت.
این شخص که بعدها به سنت
نیکولاس ( نیکولاس قدیس) شهرت یافت ، در نقاشی های قرون وسطا و عصر رنسانس
به شکل مردی بلند بالا با چهره ای جدی و نجیبانه نشان داده شده است و تا
حدود قرن شانزدهم ، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار
می گردید ، اما از آن پس، این جشن ، تنها به پروتستان های هلند منحصر
گردید.
بچه های هلندی
، شب کریسمس کفش های خود را کنار بخاری دیواری خانه هایشان می گذاشتند و
کمی علوفه هم برای اسب نیکولاس قدیس بیرون در خانه می نهادند و سنت
نیکولاس ، سوار بر اسب خود، بر بالای بام خانه ها می گذشت و از راه دودکش
خانه ها ، آب نبات و شیرینی به داخل کفش های کودکان می انداخت ، همزمان
معاون او – پیتر سیاه – نیز از لوله دودکش ها پایین می رفت و هدایایی را
که برای بچه ها آورده بود ، در خانه ها می گذاشت.
مهاجران هلندی که به آمریکای
شمالی کوچ کردند ، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که
نام او به " SANTA CLAUS " تغییر یافت . در یک داستان منظوم با عنوان" شب
پیش از کریسمس " برای نخستین بار ، از یک شیطانک ( پری) پیر و شوخ نیز یاد
شده ، که سوار بر سورتمه ای به وسیله یک گوزن کشیده می شود. کریسمس در
اعصار انجیلی جشن گرفته نمی شد ، اما در برخی کلیساها مراسمی برای سپاس از
خداوند که عیسی ( ع ) را به زمین فرستاده برگزارمی گردید ، زیرا حضرت عیسی
برخلاف ما انسان ها که دلباخته دنیا شده ایم ، بر وسوسه های نفسانی
پیروزشده و یک زندگی پاک و بی گناه را گذرانده است.
البته اینم بگم که تاریخچه های متفاوتی درباره کریسمس هست که این یه دونش بود.