|
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 |
|
دانشگاه |
 |
|
|
| |
|
|
احوال پرسي |
 |
|
سلام
خوبین؟
منم خوبم
دیروز تازه از اصفهان اومدم آخه دقیقا همون روز که امتحان ادبیات دادم بدو بدو رفتیم اصفهان
دیشب هم از ذوق تابستون نشستم کلی فیلم دیدم تا ۳ یا ۴ شب بیدار بودم فیلم ها خیلی قشنگ بودن . بعد که رفتم خوابیدم یه خواب ترسناک دیدم اینکه من امتحان ادبیات دادم ولی باز هم دارن ازم امتحان میگیرن خلاصه اینکه صبح زود از خواب بلند شدم فکر کنم ساعت ۱۱:۳۰ بود 
چه خبرا؟
آها امروز زنگ زدم به مدرسه گفتن اوووووووووووووووهههههههه فعلا از کارنامه خبری نیست 
شما هنوز امتحاناتون تموم نشده ؟ آخیییییییییییی    این پست رو میخوام رنگ رنگی بکنم .

آها رفته بودیم اصفهان میخواستیم یه مانتو بگیریم ، آقا در به در دنبال مانتو بعد مانتو ها خیلی خنده بودن همه زرد ، سبز ، بنفش همه اینا پررنگ بعد حالا یه بند هم بیشتر نداشت یعنی با همین بسته میشد . الله اکبر دخترا چی میپوشن آخه با يه بند ميشه مانتو رو بست ؟
ولي من يه مانتو خريدم كه دو تا بند داشت ، محكمتر خب بعد رنگش هم مشكي خيلي هم قشنگتر اوناست ، اصلا من خيلي خوش سليقه هستم .
خب ديگه كاري نيست؟
فعلا باي |
|
|
|
|
|
| |
|
|
اتمام |
 |
|
سلام
خوبین؟
چه خبرا؟
خوش میگذره؟
برای اونایی که امتحان دارن که معلوم خوش نمیگذره 
خدا رو شکر که مال ما رو به اتمام است فقط یدونه مونده اونم ادبیات بعدشم که دیگه تابستون هییییییییییییییییییی
البته اگر مدرسه ازم دل بکنه فکر کنم همش رو قبول بشم ولی خب یکم استرس برای آدم لازم .
دل اونایی که در شمال نقشه هستن آببببببببب امتحانای ما داره تموم میشه 
خب فعلا که دیگه صحبتی ندارم
تا بعدا. |
|
|
|
|
|
| |