|
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 |
|
سال 87 |
 |
|
سیلاممممممممم
خوبین؟
منم خوبم
امروز بعد از ۵ روز اومدیم بوشهر . امروز دقیقا ۸ ساعت در راه شیراز-بوشهر بودیم!
آها شنبه که رفتیم شیراز یکهو تصمیم گرفتیم بعد از نهار بریم آباده و برای صرفه جویی با ۲ تا ماشین رفتیم من به همراه مریم خانومی و فاطمه و علی در پشت یکی از ماشین ها نشسته بودیم و دقیقا با هم یکی شدیم ولی خیلی خوش گذشت کارهای زیادی انجام دادیم مثلا من و مریم خانومی قایم موشک بازی کردیم تو ماشین 
به آباده که رسیدیم من خیلی خوشحال شدم آخه برای اولین بار من خانواده آقای پدر رو میدیدم ( خانواده از نژاد ترک البته ) خلاصه کلی در پوست خودم نگنجیدم و کلا میفهمیدم که چی میگن .
دیروز هم که چهارشنبه سوری بود وما هم در شیراز به سر میبردیم در نتیجه برای اینکه حوصلمون سر نره رفتیم بازار بعد داشتیم راه میرفتیم که یه خانم به همراه همسرش که چقدر هم جوون بودن داشتن راه میرفتن بعد یه پسر جیگیل رد شد بهد یکهو کیف دستی که تو دست آقا ( همسر خانوم ) بود بومممممممممم ترکید ، خیلی گناه داشتن ما هم کلی ترسیدیم خلاصه اینم چهارشنبه سوری ما .
الان تقریبا نصف روز مونده به عید ۸۷ سال نو رو به همههههههههههههه تبریک میگم سال خوبی رو براتون آرزو میکنم ( آرزو بر جوانان عیب نیست ) 
آهااااااااااا تا یادم نرفته من یه کتاب خریدم خیلی خوشگل اگر شما هم خواستین بخرین و بخونین دیگه (اسم کتاب: خاطرات پسر بچه ناقلا وامبا ) 
خب دیگه کاری باری؟
فعلا بای |
|
|
|
|
|
| |
|
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 |
|
|
 |
|
سلاممممممم
خوبین؟
من که خیلی خوبترم
آخیشتتتتتتتتتتت فقط دو روز مونده که برم مدرسه بعدش یک ماه بخور و بخواب . راستی شنبه همراه خانواده و خانواده مریم خانومی و اون یکی عمه میریم شیراز که مادر مریم رو ببریم دکتر 
امروز مدرسمون بچه ها رو برد جشن چهارشنبه سوری . ولی کلاس ما رو نبردن ( به علت تنبیه ) 
بعد ما هم زنگ آخر شیمی داشتیم معلم رو اسکل کردیم دو تا تک زنگ شیمی رو تفریح کردیم اونم نفهمید بدبخت . 
حالا از بچه ها پرسیدیم چی کارا کردین اونجا ؟ گفتن چندتا بوته بود ما هم از روش پریدیم !
آها راستی تا یادم نرفته همه میگن چرا خبر نمیدی که آپ کردی ؟ ببخشید من آی دیم رو قاپیدن( نوش جانشون ) منم الان آی دی ندارم خلاصه حسش هم نیس تک تک بیام وبلاگ ها بگم آپ کردم ، خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید .
خب دیگه کاری نیست ؟
فعلا بای
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
هویجوری |
 |
سلاممممممممم
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟
منم که امروز خیلی حالم خوبههه 
وایییییییییی پس کی فروردین میشه ؟ واقعا من خیلی فروردین رو دوست دارم آخه میدونین که بعد از این همه درس ۱ ماه خواب و خوردن وای چه حاالی میدهههه . البته ... البته اتفاق های خیلی جالب دیگری هم افتاده در فروردین که دیگه خیلی خوشگل شده نمیدونی؟ ااااااااا خب تولد من دیگه 
من ۱ سال بزرگتر میشم بعد کادوهای خوجگل گیرم میاد خیلی خوشم میاد از این لحظه ها .
خبببببببببب دیگه ؟
من دیگه چیزی ندارم بگم . اینم یک جمله خوشگل :
فقط یک شخص است که می تواند تو را خوشحال کند،و آن شخص خود تو هستی 
بای تا های |
|
|
|
|
|
| |