|
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 |
|
خورشید |
 |
|
خورشید باش ، که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی .
( زرتشت )

|
|
|
|
|
|
| |
|
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 |
|
نهایی |
 |
|
سلام
خوبین؟ خوشین؟
آخی اونایی که توی شهرهای دیگه هستن گناه دارن خیلی دیر امتحاناتون تموم میشه
خب خبراتی از امتحانات :
امتحان دینی : پیام قرآنی رو فقط تونستم آخرش بنویسم سوالهای دیگه هم خوب بود
امتحان ریاضی : عالی دادم خیلی آسون بود
خلاصه اینقدر ما رو ترسوندن گفتن امتحان نهایی فروغ خطرناک فروغ .
ولی خب آسون بود البته تا فعلا
فردا هم امتحان قرآن دارم .
خب وقتتون رو نمیگیرم
بای تا های |
|
|
|
|
|
| |
|
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 |
|
نون و پنیر |
 |
|
چقدر دلم پنیر می خواد
با گوجه و نون و خیار
رو به مامان داد میزنم
دلم می خواد ، برام بیار
مامان میگه: باشه واسه
وقتی رسیدیم به خونه
الان نمیشه نق نزن
اینجا هنوز خیابونه
هر چی بهش میگم بازم
حرفش تکرار میکنه
نمیشنوه که شکمم
قار قور و قور قار می کنه
آهای تو که اون طرفی
با اون موهای پیچ پیچت
شعر بخونم بهم می دی
یه گاز از اون ساندویچت
لیدا حسن زاده
۱۰ ساله
بوشهر

سلام
خوبین؟
نه این جوریا از دست من راحت نمیشین من هستم فعلا 
یه پشه دیروز دستم گاز گرفت دستم شد اندازه ی سرم. هر کس میبینه میگه این پشه نبوده زنبور بوده.
خب مزاحم نمیشم
بای تا های |
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 |
|
راز من |
 |
|
هیچ جز حسرت نباشد کار من
بخت بد ، بیگانه ای شد یار من
بی گنه زنجیر بر پایم زدند
وای از این زندان محنت بار من
وای از این چشمی که می کاود نهان
روز و شب در چشم من راز مرا
گوش بر در می نهد تا بشنود
شاید آن گم گشته آواز مرا
برای بهترین دوستم که خیلی دوستش دارم
سلام .. سلام ... صد تا سلام
خوبین؟
ببخشیدا ولی یه خبری دارم که یکم شاید بد و غم گین کننده باشه.
آره من شاید نتونم تا بعد امتحانام بیام.
من تا ۹ خرداد امتحان دارم.
از هفته دیگه شروع میشه.
خب فعلا بای
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
مدرسه و کار بارش |
 |
|
سلام
خوبین؟
نه من اصلا خوب نیستم
چرا؟
بابا امروز از خواب بلند شدم گفتم ای کاش امروز میشد نرم مدرسه . . ولی رفتم ۲ دقیقه تو کلاس نشستم دل درد تمام وجودم فرا گرفت.
زنگ زدم خونه گفتم بیان دنبالم  
نه حالا ادامه داره
مامانم اومد دنبالم هنوز یه پله از مدرسه مونده بود جاتون سبز بالا اوردم 
اینم چیزی نیس
آقا ما رو بردن دکتر . دکتر گفت باید آمپول بزنی اگرم درد داری باید سرم بهت وصل کنن گفتم : نه آقا درد ندارم همون آمپول بس 
هیچی خلاصه ای کاش تو مدرسه مونده بودم
این درسی میشه برای بقیه که وقتی بیدارت میکنن مثل بچه آدم پاشی بری مدرسه 
به امید دیدار
بای
آها راستی این قالب قشنگ یا نه؟
نظر بدین |
|
|
|
|
|
| |
|
|
بد شانسی |
 |
سلام
آخخخخخخخخخخ وایییییییییییییییییییییییییی
امروز بعد کلاس ریاضی با دو تا از دوستام داشتم میامدم خانه آقا یکی از اینا اومد طرف من خرد به من
آقا من افتادم پام زخمی شد خون اومد 
حالا دوستام به جای کمک به من نشستن میخندن 
یه بارم نزدیک بود امروز تصادف کنم
امروز روز بدشانسی من بود
بای تا کامپیوتر منفجر نشده تو صورتم
|
|
|
|
|
|
| |