|
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 |
|
سال 86 |
 |
|
سلام ... سلام .. سلام
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟
هیییییییییییییییییی سال ۱۳۸۵ هم با همه خوبی ها و بدی هاش ما رو تنها گذاشت و رفت ولی بازم یکی دیگه هست آره اونم خوبه اونم شاید بتونه دوست خوبی برامون باشه 
من توی سال ۸۵ دوستای خوبی پیدا کردم و انشاالله توی سال ۸۶ هم دوستای خوب دیگه ای هم بتونم پیدا کنم
آره
سلام
سلام به سال ۸۶
انشاالله همتون سال خوبی داشته باشین و منم بتونم وبم خوب و دوست داشتنی آپ کنم و بتونم پیشتون باشم 
عیدتون مبارک 
تا سال ۸۶ و یه اپ دیگه و یه سلام دیگه بای
برای سال جدید دعا کنین
|
|
|
|
|
|
| |
|
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 |
|
ابوالفضل |
 |
|
سلام
خوبین؟
ایول ........ ایول ..........
از شنبه دیگه نمیرم مدرسه
وایییییییی چه حالی میده . بخواب ، بخور .............
چه رویای زیبای 
امروز رفتم برای درس . ۱۸ شدم چون اسم نویسنده کتاب نمیدونستم فقط میدونستم اسمش ابوالفضل . به خانوم گفتم بابا ما باهاش صمیمی هستیم به اسم صدا میکنیم .
خب دیگه حرفی ندارم
بای
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
حلقه |
 |
|
حلقه
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
این همه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه خوشبختی است ، حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سال ها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روز هایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته ، هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای ، این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
فروغ فرخزاد |
|
|
|
|
|
| |
|
|
اردک زشت |
 |
|
چرا اردک زشت ، اردک زشت شد ؟

|
|
|
|
|
|
| |
|
|
ماه |
 |
تنهایی ماه
در تمام طول تاریکی
سیر سیرک ها فریاد زدند :
(ماه ، ای ماه بزرگ ... )
در تمام طول تاریکی
شاخه ها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم
به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان ، در زندگی مخفی خاک
و در آن دایره سیار نورانی ، شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پرده
غوک ها در مرداب
همه با هم ، همه با هم یکریز
تا سپیده دم فریاد زدند :
( ماه ، ای ماه بزرگ ... )
در تمام طول تاریکی
ماه در مهتابی شعله کشید
ماه
دل تنهای شب خود بود
داشت در بغض طلایی رنگش می ترکید

|
|
|
|
|
|
| |