|
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 |
|
کمک |
 |
|
سلاممممممممممممممممممممم
خوبین ؟
من اومدم ازتون کمک بگیرم
معلم زبانمون گفته درباره موضوع زیر نظر بدیم منم اومدم از شما کمک بگیرم
خوبی و بدی اینکه انسان رشد کنه و بالغ بشه چیه ؟
|
|
|
|
|
|
| |
|
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 |
|
ماهی ها |
 |
|
( تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است ) 

|
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 |
|
خواب |
 |
|
وایییییییییییییییییییییی
دیشب یه خواب وحشتناک دیدم
خواب دیدم مدرسه ها باز شده
تازه به جای اینکه من برم کلاس سوم راهنمایی رفتم کلاس پنجم دبستان.
داشتم تو خواب سکته میکردم 
بالا اخره بخیر گذشت 
پی نوشت : مهشید خانم امروز دارن برمیگردن بوشهر . الان داشتن میرفتن فرودگاه.
|
|
|
|
|
|
| |
|
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 |
|
ویروس |
 |
|
سلام
خوبین؟ خوشین ؟
همون طور که مریم خانومی گفتن کامپیوتر منم ویروس گرفته . البته من کشف کردم وقتی یه
error میاد و okمیکنم این طوری میشه برای همین منم okنمیکنم و مشکلی هم براش پیش نمیاد
البته خودمم ویرس سرما خوردگی گرفتم . شاید از من سرما گرفته .
برای کامپیوترم دعا کنین 
برای منم دعا کنین 
|
|
|
|
|
|
| |
|
شنبه بیست و یکم مرداد 1385 |
|
ماشین |
 |
|
سلامممممممممممممممممممممممممم
خوبین؟
  
یه چیز خیلییییییییییییی جلب: ماشینمون دیگه خاموش نمیشه
بابام بردتش تعمیرکاری
خیلی با حال
پی نوشت: کلاس زبانم شروع شد  
|
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 |
|
اين بچههای کوچولو چقدر جذاب هسنتد؟ |
 |
|
اين بچههای کوچولو چقدر جذاب هسنتد؟
 




آيا می توانيد تصور کنيد چقدر کار برای ساخت اين کوچولوها انجام شده است؟
اينها همه شيرينی هستند! و از ترکيب بادام، سفيده تخم مرغ و شکر درست شده اند. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
روز پدر مبارک |
 |
تولد حضرت علی (ع) و روز پدر به همه ی پدر های گل مبارک !!!!!!!!
اینم یه شعر زیبا از کمرون جونننننننننننننن برای فریدخت جوننننننن
میچیکا |
|
|
|
|
|
| |
|
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 |
|
پاس شدم |
 |
|
|
| |
|
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 |
|
کلاس . مرضیه |
 |
|
|
| |
|
|
طریقه ساختن تاب بدون تخته و میخ و طناب |
 |
طریقه ساختن تاب بدون تخته و میخ و طناب
اول از همه بگذار سبیلات بلند بشود
به طول سه متر یا بیشترک ،
بعد گرهش بزن به شاخهی درخت گردو
{ شاخه محکم باشه ، ها }
بعدش خودت را بکش بالا
و منتظر بمان تا بهار بیاید
آن وقت تاب بخور هر چه دلت می خواهد
نویسنده : شل سیلور استاین کتاب : چراغی زیر شیروانی
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
تککککککککککککککککک |
 |
|
بازم سلام
خوفین ؟
ببینین من چقدررررررررررررررررر تکم تو این دنیا .
دیروز یک کشف جدید کردم بعد ۱۳ سال تفکررررررررر من کشف کردم هم تکککککککک تکککککککک دختر دایی ، تککککککککک تکککککککککک دختر عمو ، تککککککککککککککک دختر اولین پسر خانواده ... هستم . یعنی از خانواده پسری من اولین و تککککککک ترین هستم .
یعنی { آقا محمد ، مهشید خانمممم ، مرضیه جووون ، مریم گلییی ، درسا و سیاوش } باید خدا رو شکر کنن که همین یکدونه دختر دایی و دختر عمو رو دارن باید از صبح تا شب بشینن برام دعاااا کنن . ولی اینا که قدر منو نمیدونن هییییی اذیتم میکنن ، کتکم میزنن ، شکنجم میدن ، بی خوابی و گشنگی به من میدن . 
نگاه کنین خدا چقدر منو دوست داشته که این همه خصوصیات و تکیییییییییییییی به من داده .
فعلا خداحافظ  |
|
|
|
|
|
| |
|
چهارشنبه چهارم مرداد 1385 |
|
شیراز |
 |
|
سلاممممممممممممممممممممممممممم
چه طورین ؟
بابا این قدیمیا یک چیزایی میدونستن که میگفتن { هیچ جا خونه خود آدم نمیشه } البته من تا اومدم خونه ساعت ۸ رفتم کلاس زبان بعدشم عممینا خیلی اسرارررررررررررررررررررر کردن گفتم دلشون نشکنم برم خونشون، یعنی من فقط دیشب خونه خودمون بودم اینقدر حال داد . 
وایییییییییییییییییییی چقدر شیراز کسل کنندن ، البته با این تفریح هایی که اینا { شیرازیا } دارن فکر نمیکنم هیچ وقت حوصلشون سر بره .
طبق معمولم من تا رفتم شیراز { مجتمع خلیج } یکدونه عروسک خریدم تازه با مغازه داره هم آشنا در اومدیم.
عروسکم لاک پشت ، اسمشم بیژو |
|
|
|
|
|
| |