خب دیگه تابستان منم تمام شد
از دیروز کلاس زبانم شروع شد از ساعت ۱۰/۸ تا ۵۰/۹ باید کلاس باشم.اصلا به فکر بچه ها نیستن.
توی زمستان باید مدرسه بری توی تابستان باید بری کلاس زبان با اینکه من توی زمستان هم میرم کلاس زبان ولی خب آخه ببینین هنوز چند هفته از مدرسه نگذشته باید بری کلاس.
نمیدونم کی این کلاس زبان تمام میشه وقتی lets go میرفتم میگفتن دو ترم دیگه تمام حالا که اومدم acc میبینم نه بابا چند تا کتاب دیگه هم هست
خب حالا من هر چی هم بزنم توی سر خودم و گریه کنم فایده ای نداره. کی به حرف ما گوش میده بابا.
خب پس خستتون نمیکنم.باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
راستی یک پیشنهاد برای در رفتن از ظرف شستن یا خشک کردن:
وقتی مجبوری ظرفها را خشک کنی
( وای که چه قدر مزخرف است و کسل کننده )
وقتی مجبوری ظرفها را خشک کنی
( که می شود به جاش تلوزیون نگاه کرد )
وقتی مجبوری ظرفها را خشک کنی
اما یکی شان را می اندازی زمین ...
شاید بعد از انداختن این شکستنی
دیگر مجبورت نکنند ظرف ها را خشک کنی